تیر 93 - وبلاگی برای تمام دوستان
سفارش تبلیغ
صبا

وئینگ مالزی برای آمریکا قابل تشخیص است، ایرباس ایرانی نه!

 عصر روز پنجشنبه بود که رسانه‌های خبری مشغول پوشش اخبار مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 و همچنین آتش بس بین اسرائیل و حماس بودند. در این حین، خبرگزاری اینترفکس روسیه خبری را مخابره کرد که توجه تمام رسانه‌های خبری را به خود جلب کرد. ماجرا از این قرار بود که یک هواپیمای مسافربری خطوط هوایی مالزی با شماره پرواز ام 17 در اوکراین و در نزدیکی مرزهای این کشور با روسیه سقوط کرده است.

این هواپیمای مسافربری خطوط مالزی یک بوئینگ 777 بود که با 295 مسافر از آمستردام پایتخت هلند به مقصد کوالالامپور پایتخت مالزی در حرکت بوده است. هواپیمای مالزیایی در ارتفاع 10 هزار متری از سطح زمین و در شرق اوکراین سرنگون شده است. آنتون هراشچنکو مشاور وزارت کشور اوکراین اعلام کرد که این هواپیمای حامل 280 مسافر و 15 خدمه بود که همگی سرنشینان آن در این سانحه کشته شده‌اند.

مشاور وزارت کشور اوکراین نیز گفت که این هواپیما توسط سامانه‌های دفاعی سرنگون شده است. خبرنگار بی‌بی‌سی در مسکو گزارش داد منطقه‌ای که هواپیمای مذکور سقوط کرده در مرکز منطقه تحت کنترل استقلال طلبان اوکراین قرار دارد.

مشاور وزارت کشور اوکراین در صفحه فیس بوک خود نوشت هواپیمای مالزیایی توسط مخالفان اوکراینی سرنگون شده است. رویترز نیز به نقل از منابعی اعلام کرد هواپیمای فوق در حال سوختن پیدا شده است.

خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس اعلام کرد یکی از خبرنگاران این رسانه سامانه پدافندی «بوک» را که احتمال می‌رود توسط آن به هواپیمای فوق شلیک شده باشد، در نزدیک شهر «اسنیژه» در شرق اوکراین دیده‌ است. اسنیژه تحت کنترل مخالفان اوکراینی است.

تقریبا کمتر از اینکه چند ساعت از این ماجرا بگذرد، رسانه‌های غربی به پوشش گسترده این موضوع پرداختند به نحوی که جهت‌گیری‌ها روسیه و مخالفان طرفدار روسیه را هدف قرار داده بودند. اما نکته‌ای که در این میان قابل تامل است گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان است. این شبکه در گزارشی به نقل از "ریچارد کوئست"، کارشناس امور هوانوردی این شبکه گفت: سرنگون شدن یک هواپیما در ارتفاع 23 هزار پایی (10 هزار متری) امری "بسیار عجیب" است. یک نفر با نگاه از زمین به سمت بالا تشخیص دهد که یک هواپیما مسافربری است.

وی افزود: این هواپیما شبیه هواپیمای مسافربری است، این هواپیما داد می‌زند (به راحتی قابل تشخیص است) که یک هواپیمای مسافربری است. بنابراین اتفاق وحشتناکی است که تا این جا کشیده شده است



تاریخ : دوشنبه 93/4/30 | 4:20 عصر | نویسنده : سعید شیرازی | نظر

به نام خدا

سلام؛

*

مصیبت که از زمین و زمان باریدن گرفت، دیگر چه برای گفتن می ماند؟

 از کجا باید گفت؟

از کدام غم می توان گلایه کرد؟

چه بگویم که مصیبت مادر (س)، تنها یک مصیبت نیست؛ جامع تمام مصائب است.

از کدام غم بگویم؟

از فاطمه (س) یا علی (ع)؟

از فاطمه (س) یا حسن (ع)؟

از فاطمه (س) یا حسین (ع)؟...

*

این بار اول نبود که آتش به در این خانه می آمد؛

سال ها بود که زبانه های کوچک و بزرگ آتش حسادت، در اطراف این خاندان پرسه می زد.

اما تا پدر (ص) بود، این خانه امن و امان بود؛

حرمت داشت؛

هر سحر، طنین روح بخش صوت نبی (ص) خشت خشتش را نور باران می کرد:

السّلام علیکم یا اهل بیت المصطفى و رحمة اللَّه و برکاته‏[1]

*

پدر (ص) که رفت، بغض های نهفته و کینه های سرپوشیده به یک باره زبانه کشید؛

شعله ور شد؛

 و خانه ای را به آتش کشید که جبرئیل امین برای ورود به آن، اذن دخول می گرفت.

از بهترین خانه های انبیاء [2]

مقر نور الهی: فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ[3]

(نور الهی ) در خانه هایی است که خداوند اذن داده تا ( نام و مقام و بناء آنها ) بالا برده شود و نام او در آنها ذکر گردد، در آن خانه ها در بامدادان و شامگاهان تسبیح او می گویند .

تا پدر (ص) بود، این خانه حرمت داشت...

پدر (ص) که رفت، فاطمه (س) حق داشت دیگر نماند...

چه بگویم؟

*

امسال با فاطمیه آغاز شد و به فاطمیه ختم می شود؛

یعنی که سال، سال مادر (س) است؛

یعنی که باید دست به دامان مادر (س) شد؛

مادر (س) را که راضی کنی، خدا هم رضایت می دهد...

*

شاید این بار که عطر حضور حضرت مادر (س) سراسر سالمان را در آغوش گرفته، به برکت عنایت فاطمی، دست های نیازمندمان خالی بر نگردد...

شاید در میان جمعه های امسال، که آغازش و پایانش و نیمه ی شعبانش همه جمعه است، شاهد آن جمعه ی موعود باشیم...

شاید دل رئوف و نگاه پرعطوفت مادر، وجود تاریک ما را در برگیرد و گرمای دست های مهربانش، گره از کار فروبسته ی ما بگشاید...

شاید این جمعه بیاید...

شاید...



تاریخ : پنج شنبه 93/4/5 | 12:25 عصر | نویسنده : سعید شیرازی | نظر

خورشید را نمی بینم

شاید چشم من نمی بیند

نه همه نمی بینند

هوا تیره و تار است

ابر سیاهی آسمان را پوشانده است

به شب نزدیک شده ایم

هم ابر هم غروب

هم چشم های بسته

هم کوری عده ای

همه و همه خورشید را از ما دور کرده است

خورشید هست

اما ما ناتوان از دیدنش

چه خسته کننده است انتظار دیدن خورشید

دل ها در تب و تاب

فکرها پریشان

ماه شب چهارده ظاهر می شود

چشم ها روشن

ماه جانشین خورشید

اما همه در انتظار صبح

صبح نزدیک نیست؟



تاریخ : پنج شنبه 93/4/5 | 12:19 عصر | نویسنده : سعید شیرازی | نظر


  • paper | بک لینک | وب وب
  • وب چت مقاله تراکتور | وب ویستا باکس